احساس دلم.................
دلم هواي غريبي ميكند ،دلم با توست و در دلم احساس
خوشنودي ميكنم. دلم جوش تو را ميزند.
وقتي تو را ميبينم دلم به لرزه مي افتد ،به خود افتخار ميكنم.
در دلم احساس رضايت ميكنم ،چون در قلب من حك شده اي.
تو مانند گل در قلبم شگفتي و رشد كردي و الان مانند يك كوه
در دلم استوار شده اي و هيچ چيز نميتواند آن را بشكند و حالا
خوشحالم از اين كه مثل آفتاب ،بر زندگيم طلوع كردي و همه
خاطرات خوبم را رقم زدي ،صادقانه ميگويم ،اگر روزي نباشي
من هم نيستم چرا كه زندگيم به بودن تو وابسته است.

اين دل عاشق و دلتنگ تو را ميخواند
ميزند سر به گل و سنگ تو را ميخواند
روز و شب خواب تو بينم كه ز تو بازآيي
ميزند غم به دلم چنگ ،تو را ميخواند
هر نفس هر دم و هر بازدمم زخمه توست
ميزند ضجه ،هر آهنگ تو را ميخواند
بي تو در دل من زلزله اي بر پا شد
اين گل پر پر خوش رنگ تو را ميخواند
خانه كوچك قلبم به خدا جاي تو است
اين دل ناخوش دلتنگ تو را ميخواند