تو بهانه اي براي شكستن بغض هاي دلتنگي و تنهاييم هستي

بي گمان سخت است بي تو بودن و هم خانه ماتم شدن گوش سپردن به هيايوي پرستو هاي مهاجر و چشم دوختن به دشت شقايق هاي واژگون
مرا ياد كن كه ديرست از خاطره ها رفته ام
مرا به سوي خود بخوان بگذار سخن بگويم
با من بيا تا آخر رويا هاي سپيد
و تا آخر جاده عشق
آنجا كه همه عاشق اند

نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط مریم و وحید(2 عاشق)
|